نامدار افروغ on بهمن ۱۱م, ۱۳۸۷

به واسطۀ پروژه‌ای، کتاب “ساختار و هرمنوتیک” رو دارم می‌خونم. این کتاب نوشته بابک احمدی است. البته متن این کتاب برگرفته از دروسی‌ است که ایشان در تابستان ۱۳۸۰ در دانشگاه صنعتی امیرکبیر ارائه کرده‌اند.
برایم جملات آخر پاراگراف آخر در مقدمۀ نویسنده، بسیار جالب بود:
«…. متن را تقدیم می‌کنم به دانشجویانی که شب ۱۸ تیر [...]

ادامه‌ی متن ساختار و هرمنوتیک کتابی از بابک احمدی

نامدار افروغ on بهمن ۱۱م, ۱۳۸۷

بعد از سپرش شدن یک هفته، نمایندگی ایران خودرو عجز و ناتوانی خود در تعامل با سبزپوشان کوشا (ناجا) را اعلام کرد و به صورت شفاهی از بنده عذرخواهی نمود، من هم در یک اقدام غافلگیر کننده به سازمان فروش ایران خودرو مراجعه کردم و در عرض ۱۰ دقیقه بدون هیچ مشکلی و حتی بدون [...]

ادامه‌ی متن پلاک شدن هاشم، کارت سوخت بابک، قانون جذب

این روزها وقتی کارتان به شرکت های عریض و طویل در کشور عزیزمان! ایران می افتد، بدون شک چنان فرسوده می‌شوید که حس انتقام بالفطره‌ای که در شما وجود دارد قلیان کرده و دلتان قنج (غنج؟!) می‌زند اگر مدیر آن مجموعۀ لعنتی زیر خودرویی برود و یا از بالای بلندی بیافتد.
“راه تو را می طلبد” [...]

ادامه‌ی متن اعلام انزجار از ایران خودرو و نمایندگی های فروش ایران خودرو

من می دونم که آخرش سر این قضیۀ زوج و فرد جنجالی در دولت فخیمه رخ خواهد داد. واقعا دیدنی است وقتی که پلیس نیرو کم می آره و نیروی انتظامی وارد عمل می شه. کافیه که از یک ورودی وارد طرح بشید و در خیابان های اصلی که تقریبا وسط طرح هم هستند گرفتار [...]

ادامه‌ی متن جدیت در اجرای قوانین طرح زوج و فرد برای آسایش کودکانمان

یک روز پلیسی بود که دائم در حال جریمه کردن مردم و خلق الله بود. از قضا دل رئیس راهنمایی رانندگی برای مردم سوخت و اون فرد را به بیابانهای کویر لوت تبعید کرد. پلیس روزها و شبها همینطور اونجا بود و کسی نبود که جریمه اش کند تا اینکه یک فرد با موتور از [...]

ادامه‌ی متن آوردن استدلال برای پلیسی که تصمیم گرفته است شما را جریمه کند